16
در سکانس پایانی "خامنهای نامه" "آقا" تنها نیست
"مختارنامه" هم مثل "امام علی" وقت تمام شدن "اشک" محبین "علی(ع)" را درآورد و باز هم کوفه بود که ترجمهی «نامرد» به همه زبانها است، آن جا که اردکهای درب خانه مولا هم التماسش میکردند راه مسجد را ادامه ندهد... .
"مختارنامه" هم مثل "تنهاترین سردار"، گریهی غربت و تنهایی از چشمهای پاک گرفت، از دلهای صاف گرفت، و عجب بددلانی بودهاند مردم کوفه، خونشان به قِرانی نمیارزد!
"مختارنامه" هم مثل "ولایت عشق"، زیر باران اشک خدا را نشان مردم داد که ای داد، منتقم خون حسین(ع) مثل آقایش سرش بر دار "عشق" رفت و عجب داغدار است "شیعه"... .
شاید بسیاری از بینندگان مجموعه تلویزیونی "مختارنامه" روز شنبه هفتهی جاری را با ناراحتی عمیق از دست دادن "مختار" گذرانده باشند، این ناراحتی شاید مخصوص آدمهای خوب یا به زبان دینیتر "عارف" و "عالم" نیست، بلکه ناراحتی از دست دادن مختار به مانند نگرانی عمیق فطرت عدالت جو و حق محور آدمیزادی است.
"مختار" اگر چه فقط چند ماه میهمان جمعه شبهای میلیونها ایرانی بود ولی تا عمق جان و قلب مردم محب اهل بیت(ع) جا گرفت که البته قطعا این دلدادگی به سرباز دستگاه آل الله(ع) به میمنت وجود اهل بیت است.
حساب کنید شهادت دردناک و تنها ماندن "مختار ثقفی" آن هم با در قاب تلویزیون اینچنین قلب مردم را جریحه دار میکند و اشک از چشمها میگیرد.
"خامنهای" حالا پرچمدار کاروان حسین بن علی(ع) است، آقای ما میلیونها "کیان" ایرانی دارد که بدجور دلشان برایش می لرزد وقتی حرف از جان دادن میزند.
مولای ما 2 بار به وضوح و صراحت فرمود که جانش را فدا می کند برای انقلاب، ولولهای افتاد میان ایرانیها که مگر ما مردهایم که شما بخواهی جان بدهی...
دیشب این طبع، بیقرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکستهتان
واژههایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
میشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشیات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژهها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینهات داری
لطفها، مهرها، محبتها
گفتی اما نمیروی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لبها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
میدهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد ...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!
9 دی 88 میلیون ها ایرانی "خامنهای" را مثل گوهر گرانبهای آسمانی در بر گرفتند تا تارمویی به حضرتش جسارت نشود، مردم کوفه یاد می گرفتند کاش تا مختار را تنها نگذارند.
22 سال از زعامت رهبر انقلاب می گذرد و ایشان بارها با کیاست علوی، فتنه های مختلف را تدبیر کرده است اما شاید بتوان اینگونه ادعا کرد که بنا به آنچه پیر و مراد ما حضرت روح الله که فرمود: "من با جراءت مدّعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه (ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤ منين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مى باشند. آن حجاز كه در عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بهانه هايى به جبهه نمى رفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است و آن قدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمؤ منين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد."
هر چند فتنه گران و فتنه جویان تلاش می کردند تا نائب امام زمان را در فتنه های پیاپی به مقتل بکشانند امّا امروز مى بينيم كه ملت ايران از با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مى كنند و چه حماسه ها مى آفرينند؛ آنان که با چهره هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش نخواهند گذاشت که مولا و مقتدایشان تنها بماند.
هر چند که همیشه هستند کسانی که ا تزویرهای خود نقشه می کشند تا ولایت کم فروغ کنند اما هنگامی که "خامنه ای نامه" را بنویسند دیگر "خون" سهم "آل علی" نیست چون گردن چون مایی برای دفاع از مردامان زده می شود تا "آقایمان" بر "تزویر" غلبه کند.
كشف جريان انحرافي در فتنه سبز!
مواضع پرنوسان شوراي هماهنگي سبز باعث ترديد بيشتر نسبت به هويت گردانندگان آن در ميان رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون شده است.
سايت راديو زمانه در مطلبي با عنوان پروژه تطهير اصلاح طلبان نوشت: هيچ گاه مشخص نشد اعضاي شوراي هماهنگي سبز چه كساني هستند. بيانيه اخير اين شورا نشان مي دهد اصلاح طلبان همچنان به افق تيره انتخابات چشم دوخته اند و رويا در سر مي پرورانند.
اين پايگاه مجازي همچنين نوشت: با توجه به اينكه شوراي هماهنگي سبز اميد به دليل عدم شفافيت و اينكه به طرز مشكوكي عنوان مي كنند كه همه اعضاي آن در داخل ايران به سر مي برند و همچنين به گفته مجتبي واحدي، مهدي كروبي هيچ نماينده اي در اين شورا ندارد، استقبال عمومي از اين شورا ناچيز بوده است. حتي با توجه به اينكه فراخوان تظاهرات سكوت سالگرد انتخابات با استقبال روبه رو نشد، اساسا اين شورا از مشروعيت براي اظهارنظر از جانب جنبش سبز ساقط مي شود. مي توانيم يك قدم هم فراتر بگذاريم و بگوييم اينكه مواضع كنوني شوراي سبز، با سخنان پيشين سيدمحمد خاتمي هماهنگ شده و وب سايت هاي اصلاح طلب براي تطهير چهره سيد خندان قلم مي زنند (كسي كه در يك سال و نيم نخست شكل گيري جنبش سبز سكوت پيشه كرده بود)، نشانه ظهور جريان انحرافي اصلاح طلب ها در جنبش سبز و عزم آنان در فشار براي تغيير ماهيت جنبش است. فراموش نكنيم به گفته اكبر اعلمي نماينده دور ششم و هفتم مجلس، شوراي عالي امنيت ملي به رياست خاتمي، حبس خانگي آيت الله منتظري را به تصويب رساند.
مرگ بر قالیباف، شهردار ریاکار، گران فروش، روباه پیشه، شهردار عوام فریب. اینها متن اعلامیه ها و شب نامههایی است که در مناطق جنوبی شهر تهران و همزمان با افتتاح برخی پروژه های شهرداری توزیع شده و به در و دیوار شهر چسبیده است ، با نام مجهول و هویت پنهانی !
پردهها افتاده و حجابها دریده شده که این چنین بیمحابا و لجام گسیخته ناسزا میگویند و شعار مرگ بر سر میدهند؟ اینها همه از احساس ترس است، از احساس ناتوانی در روبرو شدن با واقعیتها، آنهایی که شکستی ذهنی را از همین الان باور کردهاند، شکست در کارزاری که هنوز چیزی از آن معلوم نیست و ...
پس از گرد و خاک خبری و همراهی رسانههای حامی دولت و جریان انحرافی بر سر تخریب وجهه محمدباقر قالیباف، شهردار تهران با موضوعاتی نظیر ترویج ابتذال و بیبندباری در برنامههای فرهنگی، بیتوجهی به ارزشها، ریخت و پاش مالی و ... این جریان توفیق در این رویکرد غیر اخلاقی را در انتشار فحش نامهها، شعارنویسی، انتشار اعلامیه های در مناطق جنوبی شهر تهران دیده است که فعالیتها و پروژههای شهری در آنها متمرکز شده است.
یکی از اصلی ترین رویکردهای جریان تخریبی علیه قالیباف در ایام اخیر، روبرو نشان دادن قشر مذهبی ، حزب اللهیها و افراد ارزش مدار جامعه با منش، گفتار و رفتار شهردار تهران است، قرار و مدار عدهای جوان غافل و آب بازی مختلط در یکی از پارکها، حضور عدهای بدحجاب در جشنهای شعبانیه و انتشار اخبار و عکس های اغراق آمیز از آن و اینکه مدیریت شهری پایتخت و شخص شهردار مسئول همه این اتفاقها است از جمله موارد از این دست بوده است.
از دید این جریان، قالیباف اصلی ترین مسئول بدحجابی و همه فعالیتهای خلاف عفت عمومی است، در این کشور دولت و نیروی انتظامی و دهها وزارت خانه و ارگان و سازمان بزرگ و کوچک وجود ندارند و هر چه هست از بدحجابی و فسادو فحشا زائیده مدیریت فرهنگی شهر است، و اینجا است که کارگران و کارمندان شهرداری باید بروند جلوی بدحجابی در پارکها را بگیرند.
این جریان تخریبی که بر حسب موقعیت، ظاهری مذهبی، حزب اللهی و ارزشی به خود می گیرد با پاک کردن دولت و جریان انحرافی در ترویج لیبرالیسم فرهنگی و حمایت از جشنها و مراسمها و چهرههای بی بند و باری سعی دارد اذهان افکار عمومی را از سوال در مورد اظهارات و عملکرد مسئولین دولتی در زمینه حجاب و عفاف باز دارد ، چنانچه اگر جز این بود حتما میپرسیدند که چرا رئیس جمهور ارزش مدار مورد نظرشان ظاهر جوانان و حجاب را مسئله اصلی نمیداند؟ چرا به دفعات جلوی برخورد با پدیده بدحجابی در جامعه را گرفته است، در گفتگوی زنده تلویزیونی پلیس را به باد انتقاد می گیرد و در عصر پرچمداری فرهنگی جریان انحرافی در شاکله دولت حتی از خط قرمز های دولتهای قبلی هم فرسخ ها عبور شده است؟
قالیباف عوام فریب است، پروژهها تبلیغاتی است، این پروژهها را فامیلهایشان اجرا میکنند و ... همه این حرف و حدیث ها از زمانی مطرح شده است که پروژه های شاخصی در سالهای اخیر چهره جنوب شهر تهران را از منطقهای محروم و فقیر به منطقه ای برخوردار و توسعه یافته تبدیل کرده است.
اینها در شرایطی است که علیرغم هم صدایی مدیریت شهری تهران با مطالبات رهبر انقلاب در زمینه تحقق عدالت در جامعه ، پروژه هایی نظیر تونل توحید، پل جوادیه، بوستان ولایت، BRT ، بزرگراه های مختلف ، مجموعه های فرهنگی و اجتماعی و ورزشی متعدد و ... که در جنوب شهر احداث شده اند به محلی برای تخریب، تهمت و نمایشگاهی از بداخلاقی های رسانه ای جریان مذکور مبدل شده است.
این جریان که خود زمانی سابقه حضور در شهر تهران را داشته است به خوبی به محرومیت های مناطق جنوب پایتخت آگاه است، مردم جنوب شهر را می شناسند و می دانند که هرکس قدمی برای آنها بردارد چه پاسخی را دریافت می کند، مدیریت جهادی پایتخت هم در راستای خدمت به همین مردم است که پروژه های مختلف شهری را در این پهنه شهر متمرکز کرده و کارامدی در اجرای این پروژه ها ترس این جریان تخریبی را به دنبال داشته است.
با اینکه خیلی زود این جریان بازی را به آخر کشانده و از ترس از شکست از همین حالا حرف های آخر را سر داده است ولی باید گفت این تخریبها پایانی ندارد، آنها از فرصتی استفاده میکنند و از هر مکانی برای انتشار تهمتها و دروغهای غیر اخلاقی بهره خواهند برد حال بخواهد آنجا خیابا های اطراف دانشگاه تهران و نمازجمعه باشد یا بوستان ولایت و مسجد و مترو ...
در آخر لازم به یادآوری این جریان قبل ازانتخابات سال 1388 نیز خبرسازی میکردند که قالیباف همه کارها را برای کاندیدا شدن انجام میدهد. در حالی که چنین اتفاقی روی نداد. و فقط رو سیاهی برای دروغ پردازان ماند.
سرهنگ تیبا در تشریح این ماجرا بیان داشت: حمله به ایستگاه CNG در شهرستان ماکو ساعت 2 بامداد روز شنبه و با استفاده از یک دستگاه موتورسیکلت انجام گرفته بود.
رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی آذربایجان غربی از شناسایی و دستگیری عاملین پرتاب نارنجک به ایستگاه سی ان جی (CNG) در ماکو خبر داد.
سرهنگ خیبر تیبا ظهر یکشنبه در نشست هفتگی با خبرنگاران با اشاره به انفجار جایگاه سی ان جی در شهرستان ماکو افزود: عاملان این انفجار که دو نفر موتورسوار بودند به فاصله هفت ساعت بعد از پرتاب نارنجک توسط ماموران انتظامی استان، شناسایی و دستگیر شده اند.
وی با بیان اینکه این افراد در بازجویی های اولیه وابستگی خود را به گروهک غیرقانونی پژاک اعلام کرده اند اظهارداشت: افراد مذکور با تشکیل پرونده به مقامات ذیصلاح تحویل شدند.
سرهنگ تیبا در تشریح این ماجرا بیان داشت: حمله به ایستگاه CNG در شهرستان ماکو ساعت 2 بامداد روز شنبه و با استفاده از یک دستگاه موتورسیکلت انجام گرفته بود.
وی ادامه داد: این افراد نارنجک را در خارج از محوطه CNG پرتاب و منفجر کرده بودند.
رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی گفت: با توجه به اعلام مسئولان محلی به دلیل قطع خط انتقال گاز به تاسیات و واحد CNG ماکو در این حمله هیچ آسیبی نرسیده است.
رشد 222 درصدی کشف سلاح در آذربایجان غربی
رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در ادامه با اشاره به کشف سلاح در چهار ماه نخست سال جاری گفت: در مدت زمان مشابه سال گذشته شاهد رشد 222 درصدی سلاح بوده ایم.
وی با بیان اینکه ورود سلاح در تیر ماه سال جاری در مقایسه به مدت زمان مشابه سال گذشته کاهش یافته است، افزود: در بحث اتباع خارجی 186 نفر اتباع خارجی کشورهای بیگانه از جمله عراق، ترکیه، بنگلادش، پاکستان و ارمنستان در حوزه استحفاظی ما دستگیر و با هماهنگی مقامات قضایی به کشورشان طرد شدند.
تیبا همچنین به اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی اشاره کرد و بیان داشت: در قالب این طرح 11 هزار گیرنده ماهواره در آذربایجان غربی جمعآوری شده است.
نظارت بر واحدهای پذیرایی در ماه مبارک رمضان تشدید می شود
رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی با تاکید بر حفظ حرمت ماه مبارک رمضان گفت : نظارت بر واحد های پذیرایی در ماه مبارک رمضان تشدید می شود.
سرهنگ تیبا افزود : گشت های محسوس و غیر محسوس همه صنوف و مراکز اقامتی که مجوز ارائه خدمات به مسافران ماه مبارک رمضان را نداشته باشند زیر کنترل قرار خواهند داشت و کسانیکه روزه خواری علنی کنند با آنها برخورد خواهد شد.
آقای خاتمی بالاخره آزادی اصل است یا دین؟
چند تن از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران طی روزهای گذشته دیداری با سیدمحمد خاتمی داشتند که این دیدار بهانهای شد تا رئیس دولت اصلاحات مواضعی را اتخاذ کند که برخی از آنها تکرار حرفهای گذشته ویریا، برخی از آنها متناقض با اصول رفتاری وی و برخی نیز متضاد با مواضع گذشته وی بودند
خاتمی فقط ساختارشکنان را نماینده دانشجویان می داند!
قبل از پرداختن به مواضع خاتمی درباره تشکل مذبور باید گفت دفتر تحکیم وحدت که برای انسجام بخشی به فعالیتهای انجمن های اسلامی دانشگاهها در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود در دوران دولت خاتمی به بازوی دانشجویی لایه ساختارشکن و اپوزیسیون اصلاح طلبان در دانشگاه ها تبدیل شد و انحراف این انجمنها به گونه ای شد که حتی از آوردن نام اسلامی در پسوند خود اکراه داشتند و در یکی از همایشهای سالانه خود بر آن شدند تا نام اسلام را از پسوند نام خود بردارند که با مصلحتسنجی برخی دیگر این خواسته محقق نشد. انحرافات دفتر تحکیم باعث شد تا اکثریت دانشجویان دانشگاه ها راه خود را از دفتر تحکیم وحدت جدا سازند و تشکلی جداگانه راه بیاندازند که به نام «دفتر تحکیم وحدت شیراز» شهره شد و دفتر تحکیم سابق با مشی ساختارشکنی و تجدیدنظرطلبی تحت عنوان «دفتر تحکیم علامه» نام گرفت.
انجمن اسلامی فعلی دانشگاه تهران از معدود دانشگاههایی است که برمشی ساختارشکنی خود باقی مانده و بدین خاطر وجاهت قانونی نیز ندارد و از سوی دفتر تحکیم سراسر کشور طرد شده است . جالب است که آقای خاتمی که مدعی ارتباط با قشر دانشجو است فقط این چند نفر تجدیدنظرطلب را به حضور می پذیرد و آنان را نماینده دانشجویان می خواند.
بالاخره دین در عرصه اجتماع باشد یا نباشد؟
خاتمی در بخشی از این دیدار می گوید : «تفاوتی که مابا دیگران داریم این است که بعضیها میگویند دین در عرصه اجتماعی نباید دخالت کند ما بر عکس میگوییم دین دستور دارد برای جامعه بشری و نیز ناظر به زندگی جامعه بشری است و نسبت به این دنیای مردم هم نظر دارد»
به راستی این موضع را باید باور کنیم یا موضع سال 80 خاتمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی را که سکولاریسم را تنها راه نجات کشور دانسته بود و یا دهها روزنامه و مجله زاییده دولت اصلاحاتی که تمام هجمه خود را متوجه این موضوع کرده بودند که دین مقوله ای شخصی است و باید از صحنه اجتماع حذف گردد.
هر روز دهها مقاله ازامثال جهانبگلو، تاجبخش، گنجی وغیره در روزنامههای زنجیرهای حامی دولت اصلاحات به چاپ میرسید که مهمترین رسالتشان «زدودن دین از عرصه اجتماع» بود. اگر این مطالب مورد تایید اثال خاتمی نبود چرا یکبار حتی تلویحا به این مواضع انتقاد نکرد.
آقای خاتمی آزادی تابعی از دین است یا بالعکس؟
رئیس دولت اصلاحات در بخش دیگری از سخنان خود می گوید: «آزادی واقعی در توحید و بندگی خداست. آن گونه بندگی و توحید خالصی که در ادیان الهی و به خصوص در اسلام هست.» همانگونه که می بینیم خاتمی در این دیدار آزادی را در دل و چهارچوب دین تعریف می کند این در حالی است که وی فروردین سال گذشته در دیدارهمین تشکل می گوید: «آزادی و دین وقتی در مقابل هم قرار بگیرند هر دو زیان میبینند». و ادامه می دهد که «آزادی از دین سئوال میکند و دین باید جوابگو باشد!» یعنی اینکه دین تابعی از آزادی است وباید نسبت به آزادی پاسخگو باشد و احتملا دین در مواضع خود کوتاه بیاید. کمااینکه در همان دیدار سال گذشته جمع میان حجاب و آزادی را ناممکن می داند و می گوید: «اگر حجاب مانع آزادی زن در جامعه شود قطعا مضر است.» بالاخره مشخص نشد که خاتمی دین را اصل می داند یا آزادی را؟
ضلع سوم فتنه در بخش دیگر سخنانش می گوید: «آزادی ،استقلال و جمهوری اسلامی شعار اصلی ماست که هنوز هم شعار اصلی ماست و همواره باید شعار اصلی ما باید باشد.» آیا به راستی با رفتارهایی که از خاتمی و دوستانش طی سالیان گذشته خصوصا در ایام فتنه دیدیم می توانیم این شعار را از آنان بپذیریم . کسانی که حاضرند برای پیروزی در انتخابات و بدتر از آن برای چنگ انداختن بر صورت نظام حاضرند دست گدایی به سوی سران خائن عرب و خائنان به ملت فلسطیت دراز کنند آیا می توانند مدافع واقعی استقلال باشند.
در جمهوری اسلامی مردم صاحب حقند !
جمله دیگر خاتمی اینگونه است که: «در جمهوری اسلامی مردم صاحب حقند هیچ چیزی هیج جایی هیچ رکنی جز بر اساس رای و نظر مردم مستقر نمی شود.» که باید گفت جمله بسیار صحیحی است و بر همین اساس نظام در مقابل دوستان خاتمی کسانی که رای مردم را مشروط و در صورتی که به نفع آنان باشد می پذیرند ایستاد و نگذاشت مردم سالاری دینی نظام اسلامی خدشه ای ببیند.
می شود جامعه اینگونه باشد به شرطی که ...
وی در بخش پایانی سخنان خود می گوید: « می شود جامعه عادلانه باشد اخلاقی هم باشد؛ می شود همه آزادانه زندگی کنند اخلاقی و عادلانه هم باشد. می شود ارزش های الهی و معنوی و احکام معنوی در ان حاکم باشد و انسانها هم دارای حرمت باشند » که حرف درستی است. می شود جامعه عادلانه باشد به شرطی که عدالت تفسیر به گداپروری و صدقه دادن نشود. می شود جامعه اخلاقی باشد به شرطی که اخلاق نسبی نباشد. می شود ارزشهای الهی و معنوی در جامعه حاکم باشد به شرطی که دین تابعی از آزادی (غربی) نگردد. می شود انسانها هم دارای حرمت باشند به شرطی که منظور از انسان و افراد جامعه قشر محدودی از بالای شهر نشینان و به قول امام راحل «مرفهین بی درد» نباشد. و وقتی که صحبت از جامعه ایرانی می کنیم ایران با تمام وسعتش از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق را مدنظر داشته باشیم.
شنيده ها حاکي از آن است که يک شبکه فساد بين المللي که به صورت کاملاً سازمان يافته در داخل کشور فعاليت مي کرد توسط دستگاه هاي اطلاعاتي - امنيتي کشور شناسايي و منهدم شد.
سران اصلي شبکه مذکور و تعداد قابل توجه اي از عناصر فعال آن همگي عضو تشکيلات بهائيت مي باشند که ضمن حضور در ضيافات و جلسات متعدد فرقه ضاله بهائيت نظامت نشست ها را بر عهده داشته و دوره هاي ويژه تبليغ فرقه را نيز گذرانده بودند.
اين شبکه از طريق شبکه هاي ماهواره اي ضد اخلاقي مبادرت به عضو گيري و اشاعه فساد و فحشا در ايران مي کرد. سران شبکه به منظور انجام اين کار، تا مبلغ ماهانه 400 دلار آمريکايي از بيگانگان دريافت مي کردند.
اعضاي اصلي شبکه در شهرهاي تهران، کرج، اصفهان، شيراز، مشهد، ياسوج و عوض لارستان بازداشت شده اند. سرکرده اين گروه خانم "مليحه.ر " ناظم ضيافت و از عناصر اصلي طرح روحي (طرح تبليغات سيستماتيک فرقه بهائيت) در استان فارس بوده است که ضمن ارتباط گيري با بيگانگان و شبکه ماهواره اي ضد اخلاقي، اهداف ضد انساني فرقه را دنبال مي کرده است.
اشاعه فساد و فحشا، ترويج و تبليغ فرقه بهائيت از طريق جاذبه هاي جنسي تأثير همجنس گرايي از جمله شيوه ها و اهداف بيت العدل و ساير سران اين فرقه صهيونيستي و ضاله مي باشد.
مستندات تاريخي مورد تأييد فرقه بهائيت نيز مؤيد اين موضوع است که فساد و فحشاء در بين سرکردگان فرقه وجود دارد و کشف حجاب، بي بند و باري و اباحه گري از آموزه هاي فرقه ضاله بهائيت مي باشد.
توهین آشکار رادیو زمانه به زنان ایرانی
بیبیسی، صدای آمریکا، سایتها و شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب و فتنه سبز همواره با دنبال کردن سیاستهای خاص در صدد گسترش مفاسد اجتماعی بودهاند.
در یکی از تازهترین موارد روی داده در همین ارتباط، رادیو زمانه اقدام به مصاحبه با یک فرد منحرف جنسی و انتشار آن در چند قسمت کرده است.
وی که یک همجنسگرای مقیم کانادا بوده و با نام مستعار (س.ق) فعالیت میکند، طی مصاحبه خود با این رادیو سعی کرده تا سیاستهای مورد نظر این رسانه معاند را ترویج کند.
نکته جالب در این مصاحبه که آشکارا به جنگ اصول اخلاقی حاکم بر جامعه ایرانی پرداخته شده است، ارتباط دادن پیشرفتهای اخیر زنان مسلمان ایرانی در عرصههای کار و تحصیل به وجود انحرافات جنسی بود!!!
این منحرف جنسی در بخشی از سخنان خود ضمن بیان آنچه مشکلات موجود بر سر راه زندگی بی بند و بار در ایران خوانده است، ضمن استناد به ادعاهای خود میگوید: «با تکیه به همین دلایل بود که جامعه زنان نیاز پیدا کرد بیشتر تحصیل بکند، حتماً شاغل باشد، حتما بتواند تحرک داشته باشد. بتواند جدای از خانواده خودش را اداره بکند! اگر خانواده دیگر حاضر نشد به مهمانی دعوتاش کند، دیگر حاضر نشد موقعی که شب دیر میآید خانه، در خطرات خیابان، از او مراقبت کند، و دیگر حاضر نشد برایش پدری و مادری بکند، این زن بتواند بیرون به عنوان یک آدم تنها زندگی کند و یک محیط دیگر بسازد. یعنی شما مجبورید به عنوان یک زن روی پای خودتان بایستید و تنها باشید. انزوای تحمیل شده از سوی خانواده را تحمل کنید تا مجبور نباشید به اجباری که خانواده تحمیل میکند تن بدهید.»
تهمت آشکار رادیو زمانه به زنان ایرانی و مرتبط دانستن تحصیل آنان با میل به فساد در حالی صورت میگیرد که نهاد خانواده در ایران با وجود همه تلاشهای غرب همواره به عنوان مهمترین نهاد جامعه علاوه بر حمایت از بانوان ایرانی، بزرگترین پشتیبان در جهت پیشرفت و اعتلای آنان بوده است.
دستگيري دختر و پسرهایی که در بوستان آب و آتش جمع شده بودند
|
رييس پليس پايتخت از برخورد قاطعانه با افرادي كه با انجام اعمال غيرمتعارف و خلاف شئونات اسلامي، نظم جامعه را بر هم زده بودند خبر داد.
|
سردار پاسدار حسين ساجدينيا عصر يكشنبه در خصوص مراسم غیر اسلامی آب پاشی در جمع خبرنگاران گفت:متاسفانه در ادامه وقايع بوستان آب و آتش شهر تهران، روز يكشنبه تعدادي از پسران و دختران جوان در يكي ديگر از بوستانهاي پايتخت اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلامي كردند كه ماموران پليس پس از اطلاع از اين امر، سريعاً در محل حاضر و تمامي اين متخلفان و هنجارشكنان را دستگير و تحويل مراجع قضايي كردند.
وي افزود: قطعاً پليس تهران در صورت مشاهده اينگونه موارد قاطعانه با بر هم زنندگان نظم و امنيت اجتماعي و هنجارشكنان برخورد ميكند.
خیانتموسویوکروبیمانندسامریاست
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران خيانت كروبي و موسوي به اصل تزلزلناپذير ولايت فقيه را به خيانت سامري تشبيه كرد و گفت: كروبي و موسوي عوامل ظاهري و ساختارشكن فتنه بودند در صورتي كه عوامل اصلي و دستهاي پنهان، در خفا اين فتنه را هدايت ميكردند.
حجتالاسلام علي سعيدي در مراسم توديع و معارفه نماينده وليفقيه در سپاه چهارمحال و بختياري اظهار داشت: تاريخ به عنوان گنجينهاي گرانبها مملو از سرگذشت شخصيتهاي مثبت تاثيرگذار و همچنين شخصيتهاي منفي است كه مايه عبرت و درسهاي بسيار براي امروز و فرداي جامعه است.
وي با بيان اينكه تاريخ بيانگر فراز و نشيبهاي فراواني از سرگذشت امتها، شخصيتها و احزاب مختلف است، افزود: تاريخ بشري همواره شاهد رويشها و ريزشهاي فراواني در بطن خود بوده است.
سعيدي معيار و مبناي رويشهاي انقلابها، احزاب، خواص و امتهاي مختلف را پايبندي و تقيد آنان به محور حق دانست و افزود: در طول تاريخ اجتناب از حق عامل اصلي سقوط انقلاب، احزاب و خواص و امتهاي گوناگون بوده است.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران گفت: مجاهدين انقلاب نيز در زماني از تاريخ ايران اسلامي با رويش و به عنوان خط مقدم و سپس با گذشت زمان مسير ريزش را طي كردند.
وي بر ضرورت بهكارگيري ابزار بصيرت و بينش در مقوله ريزشها و رويشها از سوي آحاد جامعه تاكيد كرد و افزود: ريزشها و رويشها امري فرازماني و فرامكاني هستند، نظير آيتالله منتظري كه در اوايل انقلاب اسلامي در اوج مسير انقلاب حركت كرده و به مرور زمان دچار ريزش شد.
سعيدي در ادامه با بيان اينكه مباحث خالقيت و شارعيت خداوند متعال امري بارز و بديهي است، گفت: بدون ترديد خالقيت و شارعيت خداوند متعال امري انفكاكناپذير بوده و پذيرش تمايز بين اين دو مهم به شمار ميرود.
وي بيان داشت: پذيرش شارعيت خداوند متعال به معناي پذيرش اين مهم است كه خداوند در هر اصلي نمادي به منظور جانشين خود در مديريت جامعه و قانونگذاري حكومت گمارده است كه حجت خدا بر روي زمين محسوب ميشود.
سعيدي افزود: پذيرش شارعين خداوند امري فرازماني است و عصر نبوت، امامت و غيبت بر همين راستا پايهپذيري شده است.
سعيدي با بيان اينكه در عصر نبوت انبيا محور حق محسوب ميشوند، بيان كرد: در عصر امامت ائمه معصومين و در عصر غيبت امام زمان (ع) اصل ولايت فقيه نماد محور حق و سكاندار اسلامي و حجت خدا بر روي زمين است.
اين مقام مسئول با اشاره به سير و مراحل خليفة الهي انسان در كره زمين گفت: از بدو خلقت انسان به تربيت حضرت آدم، هابيل و نوح نماد محور حق انسانهاي زمان خود بودند و افرادي كه پيرو اين شخصيتها نبودند به ناچار در طول تاريخ بشري دچار انحراف و سقوط شدند.
سعيدي با بيان اينكه در تاريخ اسلام ملاك حقانيت و انتقال ولايتپذيري از پيامبر اكرم (ص) به امام علي (ع) سير شده است، افزود: بر همين اساس بزرگواري حضرت فاطمه زهرا (س) و عظمت سلمان در تاريخ اسلام بر اساس حقانيت و پذيرش ولايتپذيري امام علي (ع) به اوج رسيده است.
وي بر ضرورت وحدت بيش از پيش آحاد جامعه در راستاي استحكام نظام انقلاب اسلامي تاكيد كرد و گفت: برقراري وحدت همهجانبه آحاد جامعه مانع دستيابي به دشمنان به اهداف شوم ميشود.
اين مقام مسئول با بيان اينكه بقا و پايداري امت اسلامي مستلزم الزاماتي است، افزود: تقيد و پايبندي بر نماد محور حق اساسيترين ابزار در بقا و پايداري امت اسلامي است.
سعيدي از امام راحل به عنوان ملاك حقانيت در عصر ولايت و زمامداري خود نام برد و گفت: تبعيت از فرامين و منويات ولايت فقيه امري لازم و ضروري است چرا كه هماكنون نماد محور حق در نظام انقلاب اسلامي است.
وي خاطرنشان كرد: در نظام انقلاب اسلامي شخصيتهاي اجرايي نظير رئيس جمهور و نمايندگان مجلس براي آحاد جامعه قابل پذيرش و حقانيت هستند كه حول محور فرامين و معنويات ولايت فقيه استوار باشند.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران با اشاره به دورهها و مقاطع مختلف تاريخ انقلاب اسلامي گفت: دوره نخست سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي را شامل ميشود كه ميزان رويش در اين برهه بيشتر از ميزان ريزش قابل مشاهده بود.
وي بر ضرورت تمييز حق از باطل از سوي افراد جامعه تاكيد كرد و افزود: تبعيت از فرامين و دستورات ولايت فقيه مهمترين ابزار در راستاي تمييز و شناسايي حق از باطل است.
سعيدي از زمان پيروزي انقلاب تا رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي به عنوان مرحله دوم تاريخ انقلاب اسلامي نام برد و گفت: در اين دوره از تاريخ انقلاب همسويي و تعامل خواص حائز اهميت بود، به طوريكه در اين دوره ميزان ريزشها بيشتر از رويشها بود.
سعيدي خيانت كروبي و موسوي به اصل تزلزلناپذير ولايت فقيه را به خيانت سامري تشبيه كرد و افزود: در جريان فتنه، كروبي و موسوي عوامل ظاهري و ساختارشكن فتنه بودند در صورتي كه عوامل اصلي فتنه و دستهاي پنهان، در خفا اين فتنه را هدايت ميكردند.
وي با بيان اينكه هماكنون نظام انقلاب اسلامي در برهه زماني حساسي به سر ميبرند، افزود: تبعيت از فرامين ارزنده ولايت فقيه بر تمام آحاد مردم و مسئولان اجرايي مقدم و در تركيب نمايندگان اصلح مجلس شوراي اسلامي بسيار حائز اهميت است.
در پايان اين مراسم حجتالاسلام كريم سرافراز به عنوان مسئول جديد حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه چهارمحال و بختياري معرفي و از زحمات حجتالاسلام حسنعلي موذني نماينده سابق ولي فقيه در سپاه اين استان تجليل و قدرداني شد.
در پی بی توجهی مراجع عظام تقلید به فتنه گران؛ توهین فتنه گران به مراجع
احمد قابل به سؤالاتی که توسط محمد نوری زاد منتشر شده پاسخ داده است!
احمد قابل در بخشی از پاسخ نامه خود، به علما و مراجع حمله کرده که «چرا روزی که جلوی چشم همانان [مراجع عظام تقلید]، خانقاه دراویش را در قم، با خاک یکسان کردند، به مسئولان کشورمان اعتراض نکردند؟».
وی افزوده است: «علاوه بر خانقاه دراویش در قم و بروجرد، مساجد اهل سنت در مشهد (مسجد فیض) و زابل نیز تخریب شد و کسی به یاد نیاورد که این کار در شریعت محمدی (ص) مصداق «فساد فی الارض» است».
احمد قابل همچنین می نویسد: «آقایان موسوی و کروبی که تا روز 21 خرداد 88، افرادی صالح برای ریاست جمهوری شناخته شده بودند، مگر کاری جز «مخالفت با استبداد و مخالفت با سلب حقوق مردم» کردند؟!! مگر جز از راه های مسالمت آمیز و قانونی، به انتقاد و صدور بیانیه پرداختند؟!!».
وی افزوده است: «این رفتارها وظیفه ملی و شرعی آنان بوده و هست و کسی را بخاطر وظیفه شناسی نمی توان محکوم کرد، مگر آنکه «عدم انجام وظیفه» مطلوب حاکمیت باشد!!».
قابل با افتخار به همراهی خود با فتنه 88 می افزاید: «اما من به عنوان یک شهروند، برای پیشبرد اهداف آنان(دفاع از حق حاکمیت ملی) تلاش اندکی کرده ام که امیدوارم خدای رحمان حسابم را از ستم پیشه گان جدا کند و کم مرا با کرم خویش، جبران کند [!!!]».
گفتنی است حمایت احمد قابل از دراویش گنابادی در حالی است که فتنه انگیزی های این فرقه انحرافی و مزاحمت های آنها برای مردم شهر قم با اعتراض مراجع، علما و اقشار مختلف شهروندان روبرو شده و خواستار پایان دادن به این فتنه انگیزی ها شده بودند.
لازم به ذکر است، نظام جمهوری اسلامی برای تمامی اقلیتهای دینی و مذهبی احترام قائل بوده و آنها با آزادی تمام به برگزای مراسم های دینی خود می پردازند و حتی در مجلس شورای اسلامی هم نماینده دارند اما به فرض که ادعای ایشان در مورد تخریب برخی مساجد مطابق واقع باشد بدون شک این اقدام برای مقابله با اقدامات فتنه انگیزانه آنها بوده است. از ایشان سوال می کنیم که مگر حضرت رسول (ص) دستور تخریب مسجد ضرار را به علت فتنه انگیزی منافقان در آن نداند؟ نظر ایشان در مورد این اقدام حکیمانه رسول گرامی اسلام چیست؟!
از سوی دیگر در این نامه به ایجاد هشت ماه فتنه و همراهی موسوی و کروبی با غرب برای براندازی نظام اسلامی، توهین به عزای سید الشهداء در عاشورای 88، کشته و مجروح شدن برخی افراد در طول این فتنه، میلیاردها تومان خسارت به اموال عمومی و خصوصی و بازی کردن فتنه گران با آبروی نظام درعرصه بین الملی اشاره ای نشده و گفته نشده که ارتباط این کارها با «وظایف ملی و شرعی» موسوی و کروبی چه بوده است؟!!
البته کسی چون احمد قابل که ادعای دانش و فرهیختگی دارد و به قول خودش تاکنون به کشورهایی مانند ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و... سفرکرده است، توضیح نداده که دفاع از حق حاکمیت ملی و جانبداری از جریان براندازانه ای که حمایت دشمنان قسم خورده ایران اسلامی را به همراه داشته است چگونه با هم جمع می شود؟!
چرا اصلاحطلبان خبرهاي خاص را دوست دارند
اصلاحطلبان به خبرهاي خاصي مثل سوال از رئيس جمهور يا تشكيل جبهه پايداري علاقه گستردهاي نشان ميدهند. دليل اين كار آنها چيست؟
اصلاحطلبان طي روزهاي اخير علاقه ويژهاي به برخي خبرهاي منتشره از جبهه اصولگرايي نشان ميدهند.
علاقهاي كه در قالب اظهارنظرها، مواضع و تحليلهاي مختلفي از جانب چهرهها و سياسيون اصلاحطلب متبلور ميشود و شايد در ظاهر اينگونه به نظر بيايد كه جزو بديهيات سياست داخلي هستند.
اما بايد دانست كه نگاهي به آن دسته از خبرها كه اصلاحطلبان علاقه ويژهتري به آنها نشان ميدهند و در مورد آنها تحليلهاي داغتري ارائه ميكنند، نشان ميدهد كه اين خبرها، تنها خبرهاي معمولي نيستند بلكه خصلتها و پيامهاي مشتركي وجود دارد كه از جملگي آنها به ذهن ساطع ميشود.
خصلتهاي و پيامهايي مثل انشقاق احتمالي در جبهه اصولگرايان، بزرگنمايي برخي ضعفها در ميان اصولگرايان، تخفيف ويترين اصولگرايي و ...
براي مثال طي هفتههاي اخير، دو خبر سوال از رئيس جمهور و تشكيل جبهه پايداري توانسته است بيشترين سمت توجهات چهرهها، گروهها و رسانههاي اصلاح طلب را به خود جلب كند.
*مخالفت با سوال از رئيس جمهور كارشكني است!
در ماجراي اول، مثلا اين داريوش قنبري سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس است كه در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا تأكيد ميكند كه مخالفت با سوال از رئيس جمهور، "كارشكني " است.
او همچنين در اظهار نظري؛ اميدواري به دولت را تعجبآور! ميخواند و ميگويد: "آنهايي كه هنوز هم در كمال تعجب گمان ميكنند، ميتوان به اين دولت اميدوار بود و تحت هر شرايطي دنبال حمايتهاي غيرمنطقي هستند، به اين فكر افتادهاند كه به نوعي اين طرح مهم (سوال از رئيس جمهور) را تعليق كنند و حتي در اين راستا از تحركاتي عليه نظام صحبت ميكنند. "
*اين شاه بيت اساسي!
در واقع اصلاحطلبان بهگونهاي راجع به اين قضايا موضع ميگيرند كه گويا اولويت ديگري در مباحث سياسي و اجرايي كشور وجود ندارد و پيگيري طرح سوال از رئيس جمهور شاه بيت اساسي حل تمامي مشكلات كشور است.
در همين زمينه، مصطفي كواكبيان از ديگر چهرههاي شاخص فراكسيون اقليت نيز به مسئله سوال از رئيس جمهور واكنش نشان ميدهد.
او ميگويد: "منتقدان دائم بر امضاي طرحهاي استيضاح وزرا و پس نگرفتن امضاها بعد از آن استناد ميكنند، از اينرو اسامي نمايندگاني كه از امضاي طرح سوال از رئيس جمهور منصرف شدند، اعلام شود و گرنه سوال در دستور كار صحن قرار گيرد. "
به واقع بايد تصريح كرد كه در هنگاميكه كشور اولويتهايي همچون مسئله جهاد اقتصادي، گذار از طرح تحول اقتصادي، پيگيري روند بيداري اسلامي و ... را دارد، اين نكته بسيار شگفتانگيز مينمايد كه چرا بيتالغزل كلي جريان اصلاحات تنها معطوف به سوال از رئيس جمهور و يا تشكيل جبهه پايداري ميشود.
*وقتي رسانههاي اصلاحطلب از رسانههاي اصولگرا فعالتر ميشوند
اصلاحطلبان در ماجراي تشكيل جبهه پايداري نيز الحق والانصاف در زمينه پوشش خبري اين مسئله به هيچ وجه كم نگذاشتند و حتي شايد از رسانههاي اصولگرا نيز فعالتر عمل كردند.
روزنامههاي اصلاحطلب صبح فرداي برگزاري همايش جبهه پايداري بهصورتي فراگير اين مسئله را حتي به نيم تاي صفحه اول خود نيز كشاندند و براي مثال روزنامه روزگار در همين زمينه اين تيتر را برگزيد: "اصولگراياني كه نميخواهند زير چتر جامعتين باشند! "
و همينطور اين روزنامه اصلاحطلب آفتاب يزد بود كه نوشت: "تشكيل رسمي جبهه جديد اصولگرايان. "
و تمام اين تبليغات در حالي بود كه اعضاي جبهه پايداري مكرراً تأكيد كردهاند كه جبهه پايداري در كنار وحدت اصولگرايان ايستاده و بر اين وحدت نيز اصرار دارد.
*دليل اين علاقه وافر به پوشش خبرهاي خاص
دليل اين علاقه وافر به برخي اخبار خاص جبهه اصولگرايي چيست؟
در كنار اين مسئله اما بايد توجه داشت كه پرونده اصلاحات نقاط مبهم ديگري را به ويژه در دو سال اخير نيز دارد.
اصلاحطلبان در ماجراي فتنه 88، از منظر عموم مردم ايران، موضع گيري صحيحي نداشتند. عمده چهرههاي مبرّز آنان يا به صورتي واضح در آرايش سياسي و فتنهجويانه دشمن قرار گرفتند و يا اينكه با برملا شدن اسناد و مدارك، به عنوان فتنهگر شناخته شدند و سر از زندان و حصر درآوردند.
افكار عمومي ايران هيچگاه از ياد نخواهند برد كه چه كساني نظام جمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون هزاران شهيد بود را "آفت زده " خواندند و يا چه كساني بودند كه نسخه "تقلب در انتخابات رياست جمهوري دولت دهم " را براي براندازي نظام مطرح كردند.
اين مسئله از سر تغافل بود يا دشمني در اينجا چندان مهم نيست. مهم آن است كه عدهاي از روي عمد و الحاح آن را انجام دادند و همگي نيز در جرگه اصلاحطلبي جاي داشتند. تفكري كه هيچگاه به صورت فراگير حاضر نشد حد و مرز خود را با گروههاي اپوزسيون، راديكال و جريانهاي مخالف نظام مشخص كند.
*وقتي در كنار مردم نبودهاند
تفكر اصلاحطلبي و اصلاحطلبان همچنين طي دو سال اخير به هيچ وجه خود را در كنار دغدغههاي اصلي مردم و نظام قرار ندادهاند.
جريان انحرافي، مبارزه با مفاسد اقتصادي و مديريتي، دامن نزدن به اختلافات و كمك به كشور براي گذار از طرح مهم تحول اقتصادي اولويتهايي بودند كه همواره اثر مهمي از اصلاحطلبان در كنار آنها ديده نميشود.
اصلاحطلبان هماكنون در ورطه بياعتمادي مردم گرفتار آمدهاند. ورطهاي كه امكان هر نوع عرضه تفكري را از اصلاحات گرفته است و از روي ناچاري، اصلاحطلبان را به اين سمت سوق ميدهد كه مترصد استفاده از برخي اخبار صرفاً خاص جبهه اصولگرايي باشند.
تفكري كه از حدود ده سال قبل و از زمان روي كار آمدن آن در شوراهاي دوره دوم و سپس مجلس و دولت تا كنون، مردم طعم خوش خدمت و پايبندي به اصول اسلام و انقلاب را چشيده و ديدهاند.
و ضرورتاً اين مسئله را تفكر اصلاحات كه نقطههاي مبهمي همچون مجلس ششم، غائله تيرماه 78 و فتنه 88 را در كارنامه خود دارد بيش از ديگران درك ميكند و لذا براي ماندن در صحنه اميدي غير از موج سواري و استفاده غلط از اخبار خاص جبهه اصولگرايي اميدي برايش نميماند
توطئه مشکوک در مقابل نیروهای انتظامی و امنیتی
حدود ۲ هفته قبل بود که رسانه ها خبر مضروب شدن یک طلبه ناهی از منکر را منتشر کردند.اشرار و اوباش، با دشنه به جان یک طلبه جوان افتاده بودند که فقط خواسته بود مانع مزاحمت برای نوامیس مردم شود.و آن طلبه هم اکنون در بیمارستان است و معلوم نیست که بتواند تا چه میزان از سلامت گذشته اش را باز یابد.
اما این همه ماجرا نبود. چند هفته قبل از آن نیز، یک طلبه ناهی از منکر دیگر نیز برای دفاع از امنیت اخلاقی جامعه آماج ضربات مرگ بار اراذل قرار گرفته بود.و تمام این اتفاقات و رخدادهای مشابه دیگر در حالی صورت پذیرفتند که چند ماه است بحث امر به معروف و نهی از منکر در کشور بیشتر در منصه افکار عمومی قرار گرفته است.
از انتقادات و صحبت های مراجع تقلید گرفته تا ورود ناجا به عرصه مأموریتی گشت های ارشاد و راهپیمایی های گسترده مردم در سراسر کشور برای حمایت از حجاب و محکوم کردن بدحجابی و مظاهر ناامنی روانی.قوه قضائیه نیز از قافله عقب نمانده و مسئولان بلندپایه این قوه مداوماً بر برخورد جدی با مظاهر ناامنی و قانونی بودن طرح امنیت اخلاقی تأکید می کنند.و این آیت الله آملی لاریجانی رئیس دستگاه قضا بود که چندی قبل این جمله را بر زبان راند: "تمام كساني كه موجب ناامني جامعه ميشوند، بدانند كه نميتوانند از فيلتر دستگاه قضايي عبور كنند.
"اما در مقابل تمام این خواست عمومی شکل گرفته توسط مردم و رسانه ها و اعلام آمادگی مسئولان ذیربط کشور برای مبارزه با مظاهر فساد و ناامنی، متاسفانه به یکباره شاهدیم که اتفاقات تلخی در دو نقطه تهران، یعنی پارک آب و آتش و یکی دیگر از پارک های تهران رخ می دهد که نه تنها مصداق بارز ترویج بی بند و باری و اباحه گری است که در واقع اگر دقیق تر نگاه کنیم، روی دیگر آن به سخره گرفتن غیرت نیروهای امنیتی و انتظامی کشور و در ادامه خواست عمومی شکل گرفته مبنی بر برخورد با ناامنی های اخلاقی است.
عده ای دختر و پسر نامحرم، درست چند روز پس از آنکه توسط مقامات رسمی کشورمان هشدار داده شد که دشمن توطئه هایی را در شبکه های اجتماعی اینترنتی تدارک دیده است؛ با قرارهایی که در همین شبکه ها می گذارند در یک روز آفتابی در پارک آب و آتش تهران گرد هم می آیند و در فضایی امن! آب بازی می کنند. جالب آنکه این اقدام هماهنگ با انتشار گسترده تصاویر باکیفیت و بدون دغدغه گرفته شده از این افراد نیز همراه می شود و در ادامه، خبر و عکس های این رخداد زشت، انعکاسی فراگیر در کشور می یابد.آیا نه این است که باید این اقدام را صرفاً یک دهن کجی سازماندهی شده به عزم مردم و دستگاه های نظام برای مبارزه با مفاسد اخلاقی ارزیابی کرد؟
و هنوز همه در تب و تاب ناراحتی های شکل گرفته از بابت این رخداد زشت هستند که اتفاقی دیگر در یکی دیگر از پارک های پایتخت رخ می دهد. پسرها و دخترهایی با قرار قبلی به پارک می روند و خود را همانند بالماسکه های خارجی به شکل شعبان بی مخ ها و کاراکترهای فیلم فارسی های سابق آرایش می کنند.و شروع می کنند دور یکدیگر رقصیدن و شعر خواندن و عکس گرفتن.آیا هنوز هم آنهایی که به توهم توطئه معتقدند باور ندارند که این اقدامات اتفاقی نیست و دست های کثیف دشمن در پشت پرده آنها قرار دارد؟در اینجا بر این نکته نیز باید تأکید کرد که دشمن همواره از نقاط تغافل ما سود می برد.
در واقع آنجایی که قاطبه مردم از شهرداری تهران و یا از دولت انتظار داشتند که نسبت به مقوله بدحجابی و توسعه رفتارهای زشت منافی یک جامعه اسلامی مواضعی دقیق و تعیین کننده اتخاذ کنند؛ باید اذعان کرد که این اتفاق رخ نداد. و حتی مثلا شاهدیم که دولت، خود منتقد شماره یک طرح هایی مثل گشت ارشاد ناجاست.و شد آنچه که در این عکس ها می بینیم.به طور خاص هم باید از نیروی انتظامی، ارگان های امنیتی و قوه قضائیه در این زمینه توضیح خواست.
چرا یک مسئول شهرداری باید اذعان کند که جمعیتی که در پارک آب و آتش حضور یافته بودند را حتی گشت ارشاد هم نمی توانست کنترل کند؟مسئولان امنیتی در هر ارگانی در این زمینه چه پاسخی دارند؟ آیا آنها نمی دانستند که این اتفاق زشت رخ خواهد داد و احساس امنیت شهر مختل خواهد شد؟و قوه قضائیه در این زمینه چه خواهد کرد؟افکار عمومی منتظرند تا عملکرد قاطعانه این قوه را همانگونه که در ماجرای فتنه ۸۸ مشاهده کردند، باز هم ببینند؟چشمان بیدار ملت تا کی باید شاهد پایمال شدن علنی غیرت و ارزش های خود باشد؟پاسخ این سوال را قبل از همه باید آنهایی بدهند که در مورد رخداد این اتفاقات زشت و البته مشکوک، مسئولیت مستقیم دارند.
مملکت اسلامی به سلاح مدرن نیاز ندارد
علی محمد دستغیب: «اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست[!!!">».
سایت کلمه در خبر 29 ژولای (7 مرداد) خود مشروح سخنان اخیر آیت الله دستغیب که در آن اتهامات عجیبی علیه جهوری اسلامی مطرح شده را منتشر کرد.
آیت اللهعلی محمد دستغیب در جلسه تفسیر قرآن خود در ادعایی کلی و بدون بیان مصداقی مشخص، نظام اسلامی را به بستن قراردادهایی بدتر از ترکمن چای متهم کرد!!! و گفت: «ذخایر عظیم نفتی، ارزشی فوق العاده از حیث تأمین رفاه دنیا و سعادت آخرت مردم ایران دارد به شرط آنکه این منابع ثروت در اختیار مردم قرار گیرد و منافع آن، طبق اصول صحیح، به دست مردم برسد اما متأسفانه غالب آنها چپاول می شود[!!!"> و به دست گروهی نااهل می افتد. قراردادهایی بسته می شود که بعضاً از قرارداد ترکمانچای هم بدتر است. واقعاً دارند مردم را ذلیل می کنند[!!!">».
وی در ادامه در ادعایی مضحک افزود: «اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست».
آقای دستغیب در بخش دیگری از سخنان خود، فتنه گران متعرض به جان، مال و امنیت شهروندان را «مردم قانون خواه و مومن» لقب داده و با بیان اتهاماتی زننده علیه مرجعیت که همواره حامی ولایت فقیه و نظام اسلامی بوده اند، مدعی شد: «کدام یک از فقهای دلسوز امروز که همچون ائمه اطهار جان و آبرو و همه چیز خود را بر سر احکام قرآن گذاشتند، وضع جامعه و نحوه رفتار با مردم قانون خواه و مؤمن را تأیید می کنند؟ منظور از آن دسته از فقیهانی هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسی از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه ای از ارعاب و تهدیدها ندارند[!">».
گفتنی است، ترکمنچای قراردادی است که در 21 فوریه 1828 برابر 1 اسفند 1206 خورشیدی پس از پایان جنگ بین حکومت قاجاریه و دولت روسیه بسته شد و طی این قرارداد قلمروهای باقی مانده ایران از معاهده گلستان در قفقاز شامل خانات ایروان، مناطق تالش و اردوباد و بخشی از مغان و شروان به روسیه واگذار شد. باید پرسید آقای دستغیب، با چه منطقی جمهوری اسلامی ایران را با این همه سوابق درخشان در حفظ تمامیت ارضی و عزت ملی به بستن قراردادهایی بدتر از ترکمنچای متهم می کند بدون اینکه حتی بتواند به یک مصداق برای آن اشاره کند؟!
از سوی دیگر، مگر جمهوری اسلامی از سلاح های مدرن خود از جمله موشک های دوربرد، تانک های ساخته شده با فناوری روز دنیا، ناوهای رزمی، زیردریایی و ... برای سرکوب مردم استفاده کرده است؟! آیا اگر این توانایی بالای نظامی نبود، آمریکایی ها تا به حال ما را به سرنوشت عراق و افغانستان دچار نکرده بودند؟ اگر مملکت اسلامی به سلاح های مدرن نیازی ندارد پس آیه شریفه «و اعدو لهم ما استطعتم من قوه» برای چه نازل شده است؟
در کتاب تفسیر نمونه نوشته آیت الله مکارم شیرازی در مورد تفسیر این آیه شریفه آمده است: «در جمله کوتاه فوق یک اصل اساسى در زمینه جهاد اسلامى و حفظ موجودیت مسلمانان ، و مجد و عظمت و افتخارات آنان بیان شده است ، و تعبیر آیه به قدرى وسیع است که بر هر عصر و زمان و مکانى کاملا تطبیق مى کند.
کلمه قوة چه کلمه کوچک و پر معنائى است ، نه تنها وسائل جنگى و سلاحهاى مدرن هر عصرى را در بر مى گیرد، بلکه تمام نیروها و قدرتهائى را که به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى شود، اعم از نیروهاى مادى و معنوى .
بنابر این علاوه بر اینکه باید از پیشرفته ترین سلاحهاى هر زمان به عنوان یک وظیفه قطعى اسلامى بهره گیرى کرد، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان که قوة و نیروى مهمترى است پرداخت .
از قدرتهاى اقتصادى ، فرهنگى ، سیاسى ، که آنها نیز در مفهوم قوة مندرج هستند و نقش بسیار مؤ ثرى در پیروزى بر دشمن دارد نیز نباید غفلت کرد.
جالب این است که در روایات اسلامى براى کلمه قوة تفسیرهاى گوناگونى شده که از وسعت مفهوم این کلمه حکایت مى کند، مثلا در بعضى از روایات مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود منظور از قوة تیر است .
و در روایت دیگرى که در تفسیر على بن ابراهیم آمده مى خوانیم که منظور از آن هر گونه اسلحه است .
و باز در روایتى که در تفسیر عیاشى آمده مى خوانیم که منظور از آن شمشیر و سپر است.
و بالاخره در روایت دیگر که در کتاب من لا یحضر آمده مى خوانیم : منه الخضاب السواد: یکى از مصداقهاى قوة در آیه موهاى سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است! یعنى اسلام حتى رنگ موها را که به سرباز بزرگسال چهره جوانترى میدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است ، و این نشان میدهد که چه اندازه مفهوم قوة در آیه فوق وسیع است .
بنابر این آنها که تنها پارهاى از روایات را دیده اند و کلمه قوة را به یک مصداق ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبى شده اند .
ولى افسوس که مسلمانان با داشتن یک چنین دستور صریح و روشنى گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در میان آنها خبرى هست ، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى.
به عقیده ما اگر این دستور بزرگ اسلامى (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة ) به عنوان یک شعار همگانى در همه جا تبلیغ شود و مسلمانان از کوچک و بزرگ ، عالم و غیر عالم ، نویسنده و گوینده ، سرباز و افسر، کشاورز و بازرگان ، در زندگى خود آن را بکار بندند، براى جبران عقب ماندگیشان کافى است .
سیره عملى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان میدهد که آنها براى مقابله با دشمن از هیچ فرصتى غفلت نمى کردند، در تهیه سلاح و نفرات ، تقویت روحیه سربازان ، انتخاب محل اردوگاه ، و انتخاب زمان مناسب براى حمله به دشمن و به کار بستن هر گونه تاکتیک جنگى ، هیچ مطلب کوچک و بزرگى را از نظر دور نمیداشتند.
معروف است که در ایام جنگ حنین به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) خبر دادند که سلاح تازه مؤ ثرى در یمن اختراع شده است ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) فورا کسانى را به یمن فرستاد تا آن سلاح را براى ارتش اسلام تهیه کنند!.
در حوادث جنگ احد مى خوانیم که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) در مقابل شعار بت پرستان اعل هبل ، اعل هبل سربلند باد بت بزرگ هبل ... شعار کوبنده تر و نافذترى به مسلمانان تعلیم داد تا بگویند الله اعلى و اجل : خدا برتر و بالاتر از همه چیز است، و در برابر شعار ان لنا العزى و لا عزى لکم : بت بزرگ عزى براى ماست و شما عزى ندارید بگویند: الله مولانا و لا مولا لکم : خداوند ولى و سرپرست و تکیه گاه ماست و شما تکیه گاهى ندارید.
این نشان میدهد که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) و مسلمانان حتى از تاثیر یک شعار قوى در برابر دشمن غافل نبودند، و بهترین آنرا براى خود انتخاب مى کردند.
دستور مهم فقهى اسلام در زمینه مسابقه تیراندازى و اسب سوارى که حتى برد و باخت مالى را در زمینه آن تجویز کرده ، و مسلمانان را به این مسابقه دعوت نموده است ، نمونه دیگرى از بینش عمیق اسلام در زمینه آمادگى در برابر دشمن است».
لازم به ذکر است، در روزها و هفته های اخیر و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس مواضع آقای دستغیب علیه نظام اسلامی و سیاه نمایی اوضاع کشور در سخنان ایشان به شکل قابل تاملی افزایش یافته که جام نیوز در خبرهای پیشین خود به آن پرداخته بود
